حكيم ابوالقاسم فردوسى
406
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
- آن شاه گيتى - از رزم بازگردد « 1 » ، آن تُرك كه ياراى رفتن آشكارا به پيش او را ندارد ، تيرى بر او بياندازد و بدين سان زرير - آن شاه آزادگان - به دست آن بيدرفش پليد ناپديد گردد . و بيدرفش آن اسپ زرير را به همراه زين آن به نزد تركان ببرد . پس سپاهيان نامدار و بزرگ ايران همچون شير و گرگ با دشمن درآويزند و چنان با يكديگر بجنگند كه زمين از خون پهلوانان سرخ گردد . روى پهلوانان زرد شود و بر مردان راستين نيز لرزه بيافتد . گَرد سپاهيان تا به خورشيد برآيد و از آن همه گَرد ديگر كسى روى ماه را هم نبيند . فروغ سرنيزه و تير و تيغها بسان ستاره از پشت ابر بتابد . از زخمى كه پهلوانان مىزنند ، پيوسته يكى را بر ديگرى مىافكنند . همه زخمى گردند و پدر بر پسر و پسر بر پدر افتد « 2 » . چندان سپاهيان كشته گردند كه آن رزمگاه از خونشان تر گردد . پس آن بيدرفش پليد سترگ همچون گرگى درّنده با تيغى به زهر آب داده در دست و سوار بر اسپ تازىاى كه به مانند پيلى مست است ، به پيش آيد و سپاهيان نامدار فراوانى از ميان سپاه شاه ايران به دست او تباه گردند . پس آن اسفنديار فرّخ با سپاهى در پشت و به يارى يزدان بيآيد و با ديدگانى پر خون و دلى پر از ستيز بيدرفش ، به تيزى اسپ خود را به وى افكند و تيغى هندى بر آن بيدرفش زند و او را بر دو نيم سازد و نيمهاى از او را از زين بر خاك افكند . سپس آن گرز آهنين را در دست گيرد و فرّه و شكوه را از خود بتاباند . با يك تاختن ، سپاه دشمن را از
--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1186 ، بيت 395 اين بيت اين گونه آمده : چو شاه جهان باز گردد ز رزم * شكسته سليح و گسسته گرزم ليك بايد در نظر داشت كه تمام مبارزات زرير با پيروزى توأم بوده و او پيروزمندانه از آن جنگ به لشگرگاه خود باز مىگشته كه ناگهان بيدرفش بر او كمين كرده و او را مىكشد . پس مصرع دوم بيت مزبور چندان صحيح به نظر نمىرسد و ضبط نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1518 بسيار درستتر مىباشد : « تو گويى كه بيرون خرامد ز بزم » ^ CENTER . ( 2 ) - در اينجا بيتى وجود داشته كه به علت تفاوت بسيار ضبط مصرع دوم آن در نسخ مختلف و مشخص نبودن دقيق مفهوم از آوردن آن در متن خوددارى شد . نسخهء ژول مُل ، ص 1187 ، بيت 406 : و ز آن زارى و نالهء خستگان * ببند اندر آيند پايستگان در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 92 مصرع دوم چنين ضبط شده است : « ببند اندر آيند نابستگان » ^ CENTER و در همانجا در نسخهء بدل آن چنين مىباشد : « ببند اندر آيند پا بستگان » ^ CENTER .